انشا عکس | زندگی زیرزمینی در قره باغ

با بسته شدن نیروهای آذربایجانی ، بیش از نیمی از جمعیت قره باغ کوهستانی از خانه های خود فرار کرده است. اما در زیرزمین های استپاناکرت و شهرهای دیگر ، تعداد کمی از آنها باقی مانده است. آنها بیشتر مردان و زنان مسن هستند.

برخی برای حمایت از مردان در جبهه و برخی دیگر برای جنگ برای خانه های خود باقی مانده اند.

“پسرم در خط مقدم است. گاهی اوقات او برای دو یا سه روز به دیدن من می آید ، سپس به جبهه برمی گردد. ” “ما بسیار ترسیده ایم. آنها [the Azerbaijanis] مدام گلوله باران می شوند. بعضی اوقات برای تهیه مقداری غذا به طرف آپارتمانم می دودم ، اما چون در طبقه پنجم زندگی می کنم ، ترسناک تر است زیرا بالا رفتن از پله ها زمان می برد. ”

صدها ، اگر نه هزاران نفر ، مانند یدیگاریان ، زیرزمین های تاریک زیر بلوک های آپارتمانی بتونی مربوط به دوران اتحاد جماهیر شوروی را به خانه های موقت تبدیل کرده و به آنها بخاطر یک محاصره طولانی مدت ، گرمایش ، آشپزخانه ، اتاق خواب و هر چیز دیگری را اضافه کرده اند.

یدیگاریان می گوید تا زمانی که پسرش در جبهه باشد می ماند. وی امیدوار است که روسیه برای جلوگیری از جنگ ، که منجر به کشته شدن دهها غیرنظامی دور از خطوط مقدم در طرف آذربایجان شده ، مداخله کند.

آلپیری 2

آلیونا شهرامانیان (چپ). پدر ، عمو و شوهرش همه در خط مقدم جبهه هستند. “من هرچه بیشتر با آنها صحبت می کنم.”

وی گفت: “همه ما می ترسیم حتی برای آشپزی یا دوش گرفتن به خانه برگردیم ، و همچنین امیدوار است که روسیه جنگ را متوقف کند.” ادامه این جنگ وقتی این همه مرده چه فایده ای دارد؟ ”

وی گفت: “من كودك همسایه هایم را با عجله به داخل انبار نجات دادم. کشیش و همسایه من مرا برکت دادند تا روزی بتوانم به تنهایی بچه دار شوم. “

آلپیری 3

استپاناکرت

آلپیری 4

لوسین سارویان از روستای هاروتاگیومر در نزدیکی است جبهه مارتونی. او و خانواده اش که به شدت مسلح شده اند ، برای دفاع از خانه خود در برابر سربازان آذربایجانی در آنجا مانده اند. پسرش در جبهه است.

آلپیری 5

در حالیکه نیروهای آذربایجانی شهر را بمباران می کنند ، یک زن 89 ساله در زیرزمینی در مرکز استپاناکرت پناه می گیرد.

آلپیری 6

استپاناکرت این دو زن از ابتدای جنگ در انبار خود پناه گرفته اند.

آلپیری 7

استپاناكرت در هنگام آرامش در نبردها.

“پسران به من احتیاج دارند.” این زن که از ذکر نام خودداری کرد ، در جبهه مارتونی داوطلب شد. او دو بچه در خانه در ایروان دارد و به آنها دروغ می گوید تا نگران نشوند. “من سعی می کنم تا آنجا که ممکن است در جبهه ها ، آشپزی ، پرستاری از پسران آسیب دیده کمک کنم. از آنجا که تحصیلات نظامی دارم ، می توانم در جبهه کمک کنم.”

آلپیری 8

مارتونی ، پس از گلوله باران مردی کنار خانه اش قدم می زند.

آلپیری 9

این مرد در مارتونی از ترک خانه خود امتناع می کند ، حتی اگر بمباران مداوم داشته باشد.

آلپیری 10

گورستان اصلی استپاناکرت. مردی برادر کوچکتر خود را که در جنگ روز گذشته کشته شد ، دفن می کند.

آلپیری 11

استپاناکرت از زمان شروع گلوله باران حدود 30 نفر در زیرزمین کلیسای جامع مقدس مادر مقدس زندگی می کنند.

آلپیری 12

شوشا در حالی که نیروهای آذربایجانی روزانه شهر را گلوله بار می کنند ، چهار مرد در زیر آپارتمان خود پناه گرفته اند.

آلپیری 13

نورا ، از هادروت ، در زیرزمین کلیسای جامع مادر مقدس مقدس استپاناکرت. تمام خانواده وی در روسیه زندگی و کار می کنند ، بنابراین از زمان شروع جنگ تنها بوده است. “حتی اگر درگیری های شدیدی وجود داشت ، ترک خانه ام بسیار سخت بود ، اما در نهایت مجبور شدم. همه چیز را پشت سر گذاشتم. وقتی به کلیسای اینجا در استپاناکرت آمدم چیزی نداشتم.”

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>